
سلام دوستان دریایی ام !
تسلیت مرا برای فرا رسیدن اربعین سیدوسالار شهیدان، حضرت امام حسین (ع) پذیرا باشید.
اما امشب برمن چه گذشت ...!
شب اربعین است ... از شبکه سیما تصاویر عزاداری های عاشقان امام حسین (ع) را در کربلا می بینم... بغضی گلویم را می فشارد... لحظات سنگینی است ... دلم بسوی گلدسته های طلایی ... روحم را در بین الحرمین سرگردان ...!
ناگهان تلفنم به صدا در می آید :
ـ الو ... آقای احمدی ؟ از دفتر زیارتی ... تماس می گیرم ... روز جمعه ساعت ۲ آماده باشید ... می روید کربلا !!
ای وای من ! یعنی صدایم رسید ؟! کسی انگار دلم را خواند !
حالم دگرگون شد ... نمی دونم چطوری تلفن را جواب دادم ... ! حتی بعد از آن چندبار برای اطمینان بیشتر و دریافت اطلاعات بیشتر چگونگی حرکت ... این ور و اونور زنگ زدم !
اینجا شور و شوق و شعور با هم در آمیخته و شبم را بارانی تر از همیشه کرده است ...! در این شب مقدس ... شنیدن خبر سعادت تشرف به کربلای معلی،حضور در بین الحرمین و توفیق زیارت حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابالفضل العباس (ع) ... چه صفایی دارد !!
بیشتر نمی توانم بنویسم ... یعنی نمی دانم چه بنویسم ! می روم تا با لحظات زیبایم در این شب بزرگ ... دمی عاشقانه ... خوش باشم !
جمعه ... ظهر ... من بسوی کربلا حرکت می کنم ... از همه شما دوستان خوبم ... سروران ارجمندم طلب دعای خیر و حلالیت دارم ... امیدوارم اگر بدی یا حرفی از سوی من موجب رنجش خاطر مبارکتان شده .. بر بنده حقیر ببخشید ... .
تا دیداری دوباره و بازگشت از سفر ... : بدرود .!
