* قابل توجه جوانان خوب شهرستان گناوه !
تعاوني مسكن جوانان شهرستان گناوه عضو ميپذيرد. شرايط عمومي متقاضيان عضويت: ۱) داشتن حداقل ۱۸ سال سن. ۲) لزوماً عضو يكي از تشكلهاي غيردولتي شهرستان باشد. ۳) پرداخت حق عضويت (كه متعاقبا اعلام ميشود). ۴) بومي شهرستان باشد.
* قابل توجه خوانندگان وبلاگ !
من بعنوان عكاس با يك تور ايرانگردي عازم سفر هستم و ممكن است چند روزي غيبت داشته باشم، ( همين حالا براي غيبتم عذر مي خواهم و به تلافي اين، در برگشت عكسهايي را از ايران عزيزمان برايتان سوغات ميآورم ! ).
* قابل توجه همه !
در حال انجام يك ريسك بزرگ در زندگي ام هستم، عاجزانه از همه شما التماس دعاي خير دارم.
به اميد ديدار ...
...
+
نوشته شده در جمعه 22 تیر1386ساعت 4:19 توسط علی احمدی
|
سلام دوستان هميشگي ام.
انگار كمي دلم گرفته!؛ نه ... خسته نشده ام، نه!؛ يه كم فقط دلگير ... .
انگار توی اين جامعه نمي شود بي طرف بود ! انگار نمي شود خودت باشي و جرم هيچ كس را به گردنت نيندازند !
مدتي است خانه جوانان جنوب شهرستان گناوه شروع به كار كرده، و من هم بعنوان دبير اين خانه در خدمت دوستان هستم، شروع بكار همان و هجوم شايعات همان !
مگر نمي شود يك كار فرهنگي كرد بدون سياسي بازي ؟ مگر همه اش بايد مردم را به اين و آن وصله كنيم ؟ مگر ما حق نداريم خودمان باشيم ؟ بگذاريد راه برويم ! ما را به اين طرف و آن طرف نيندازيد!
دوستانی اين روزها در وبلاگ من و ساير وبلاگ ها پيغام مي گذارند از جمله : محمد ليرواي، مظفري، م. اميدي، زارعي و ... (كه متاسفانه انگار خودشان فراري اند و هيچ راه ارتباطي هم نمي گذارند تا بشود با آنها حرف زد !!) مبني بر اينكه من شاگرد و نوچه ياسره و صفايي و عبدالهي ام !
چه كسي اين حرف را تاييد مي كند ؟ چرا نمي خواهيد و نمي گذاريد بدون وصله زدن ما به اين و آن خودمان را ببينيد و بشناسيد؟
من در تمام طول عمرم با آقاي ياسره هيچ آشنايي نداشته و ندارم، آخر اين را بايد به كي بگويم؟ كه با ياسره فقط وقتي در جمعي باشد بنا به رسم ادب سلام مي كنم ؟
و عبدالهي كه بنا به فعاليت قبلي من در خبرگزاري ها و نشريات و عكاسي ام مرا مي شناسد و سلام عليك خشك و خالي داريم ؟ و چند باري هم در مجموعه فرمانداري او را ديده ام .
محمود صفايي نيز نه بخاطر شخصيت خصوصي وي، بلكه براي سمت اداري (مسئول هلال احمر گناوه) بودنش و اينكه او هم مثل برخي دستگاه هاي ديگر كه با جوانان سرو كار دارند (مانند: آموزش و پرورش، سازمان دانش آموزي، اداره فرهنگ و ارشاد، تشكل هاي غيردولتي و ...) مي تواند در فعاليت هاي ما كمكي باشد، همكاري كاملا رسمي و نه شخصي و خصوصي داريم.
من با تمام اين موارد و در تمام طول فعاليت هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و هنري ام استقلال خودم را حفظ كرده ام.
آقاي محمد ليراوي: بايد كمي منطقي فكر كنيد و سخن بگوييد : مشكل سيمان و بنزين در راستاي كار من و خانه جوانان جنوب نيست ! اين تشكل يك تشكل غيردولتي و غيرسياسي است، بنزين يك مسئله ملي و دولتي است و ما اگر شخصا هم با آن مشكل داشته باشيم، نمي توانيم در قالب تشكل خانه جوانان جنوب برايش زنجيره تشكيل بدهيم! و سيمان در دست من نيست بخدا ! چرا نمي خواهيد باور كنيد؟ من براي سيمان زنجيره تشكيل بدهم كه چه ؟ من نه نمي خواهم پاساژ بزنم و نه ساختمان چند طبقه! شما اگر مشكلي در اين زمينه داريد و مي توانيد تشكيل بدهيد من قول مي دهم شخصا بيايم و در زنجيره شما شركت كنم !
آقاي مظفري: من استقلال خودم را چه در دوران بلوغ فكري سياسي ايران، اصلاحات، و چه در دوره عدالت محوري و مهرورزي حفظ كرده ام. اجازه نداده ام ابزار دست كسي شوم و كسي را ابزار دستم قرار نداده ام. من هيچگاه دوست نداشته ام با قضاوت هاي ناعادلانهاي به شخصيت كسي خدشه وارد كنم، به شما هم همين توصيه را مي كنم، دوست عزيزم !
آقاي زارعي : اول آنكه در زنجيره ما آقاي عبدالهي حضور نداشت ! دوم آنكه ما شخصي را دعوت خصوص نكرده ايم، بلكه اطلاع رساني ما عمومي بوده، هر كسي كه دوست داشت مي توانست در جمع ما حضور پيدا كند. خواه ياسره، خواه محمد راستگو، خواه محمد حياتي، خواه حسن احمدي، خواه رضا قائدي ! و هر كس ديگري !
راستي ! كاش شما هم مي آمدي !
آقاي م. اميدي : شما هم اگر مي خواستيد به روح بزرگ اقوامتان "شهيد اميدي" اداي احترام كنيد مي توانستيد بياييد! بنظر من شما داريد از نام آن بزرگواران استفاده ابزاري مي كنيد! اگر خود او برايتان مهم بود، مي آمديد ولي افسوس كه وجود اشخاصي را بهانه قرار مي دهيد !
همانطور كه گفتم، اين مراسم يك مراسم عمومي بود كه هر كسي با هر گرايش در هر حذب و هر منبع فكري مي توانست در آن شركت كند. اينجا چپ و راست بودن مهم نبود؛ آنچه بود اداي احترام و نثار گل به روح آن عزيزان و اعلام انزجار از تروريسم جهاني بود كه فكر كنم مي توانست در همه ما مشترك باشد !
سئوال من اين است كه چرا نيستيد و فقط انتقاد مي كنيد ؟ چرا وارد عمل نمي شويد چرا طرح و برنامه و نظر نمي دهيد ؟ چرا نمي آييد تا كساني كه به قول شما "اقلیتی منفور و غاصب" هستند در صحنه نمانند ؟!
در پايان، دوستان عزيز من، آقايان "محمد ليرواي"،"مظفري"،"زارعي"،"م. اميدي" و همه دوستاني كه فكر مي كنند من ابزار دست برخي شخصيت ها شده ام ! دست ياري و همفكري شما را به گرمي مي فشارم و باور كنيد بسيار خوشحال مي شوم از نزديك با شما گفتگويي داشته باشم. قطعا اگر برنامه و طرحي فرهنگي و اجتماعي (نه سياسي) براي خدمت به شهرمان داريد با كمال ميل و آغوش باز مي پذيريم و قول مساعد همكاري مي دهيم.
باور كنيد دوست داريم از همه انديشهها و گرايش ها استفاده كنيم تا باز كسي فكر نكند ما يكطرفه ايم !
قطعا اگر شما هم به ميدان مي آمديد و با نظرات و برنامه هاي خود اين حقير و خانه جوانان جنوب را مورد لطف قرار مي داديد، ديگر اين شايعات و سوء تفاهم ها بوجود نمي آمد !
من و خانه جوانان جنوب منتظر نظرات خوب، انتقادات سازنده و منطقي و برنامه هاي پيشنهادي شما عزيزان هستيم.
حرف آخر : ما دلمان براي بندرمان مي تپد، نه براي ياسره و عبدالهي و صفايي و اشخاصي ديگر !
بياييد چشم هايمان را بشوييم، شايد بهتر ببينيم !
شميم شكوفه هاي انديشه، راهگشايتان.
+
نوشته شده در شنبه 16 تیر1386ساعت 0:50 توسط علی احمدی
|
گزارش تصويري از تشكيل زنجيره انساني بمناسبت ۱۲ تيرماه :
+
نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 1:56 توسط علی احمدی
|
شنیده ها و ديده های امروز :
* امروز صحنه اي ديدم كه عجيب مرا در خورد فرو برد ! ناخوداگاه به ياد ماجراي هابيل و قابيل حضرت آدم افتادم !
دلم به درد آمد... عجيب ! كه در اين عصر تكنولوژي و پيشرفتهاي عظيم هنوز ما گرفتار نسل برادر كشي هستيم !
بله ! امروز در كمال ناباوري ديدم كه دو برادر چطور به جان هم افتادند و با چاقو و خنجر يكديگر را خونين و مالين كردند.! ديدم چطور تيغه هاي آهنين اين ابزار خشن در بدن گوشتي دو برادر فرو مي رفت ! و چقدر دردناك بود صداي زجه هاي زنانهاي كه لحظات نسبتا آرام هر سواره و پيادهاي را در هم مي شكست !
راستي! نكند ما باز به نسل برادر كشي برگشته ايم ؟!
** شنيده ام كه رمضان یاسره به عنوان رییس ادره آموزش و پرورش جزیره خارگ منصوب میشود . ياسره كه مدت كوتاهي به ریاست تربیت بدنی گناوه منصوب شد نتوانست ورزشکاران گناوه را با خود همراه کند و مجبور به ترک تربیت بدنی شد . و ظاهرا اين بار به خارگ مي رود تا سكان دار آموزش و پرورش آنجا شود.
*** شنيده شده است كه پس از تيراندازي هاي اخير و پخش اطلاعيه هايي مبني بر آتش زدن پمپ بنزين،اين چند شب پمپ بنزين گناوه هر شب تحت تدابير امنيتي نيروي انتظامي و بسيج سپاه قرار دارد.
تا بعد ... !
+
نوشته شده در سه شنبه 12 تیر1386ساعت 23:58 توسط علی احمدی
|
خانه جوانان جنوب شهرستان گناوه برگزار ميكند :
تجمع جـوانـان غيـور و مـردم فهيم بندر گناوه و تشكيل زنجيره انساني بمناسبت ۱۲ تيرماه سالروز
سقوط هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران توسط ناوگان آمريكاي جنايتكار. با هدف
اداي احترام به كشتهشدگان اين حادثه و اعلام انزجار از تروريسم جهاني.
زمان : سهشنبه ۱۲/۴/۸۶ ـ ساعت ۱۸
مكان : ساحل بندر گناوه
چشم به راه حضور سبز شما هستيم
خانه جوانان جنوب شهرستان گناوه
+
نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت 1:55 توسط علی احمدی
|
پمپ بنزين شهر گناوه در محاصره کامل پليس در آمد.
پس از چند بار تيراندازي افراد ناشناس به پمپ بنزين شهر گناوه در چند شب اخير، امشب نيروي انتظامي اطراف پمپ بنزين و تمامي مسير هاي منتهي به آن را در محاصره كامل خود درآورد.
شنيده شده است تيراندازي هاي اخير به پمپ بنزين در اعتراض به سهميه بندي بنزين صورت گرفته است.
همچنین اطلاعیه هایی نیز درخصوص تهدید به آتش زدن پمپ بنزین در سطح شهر پخش شده است.
+
نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت 1:45 توسط علی احمدی
|
با سلام.
به اطلاع کلیه عزیزان می رساند، خانه جوانان جنوب شهرستان گناوه در نظر دارد به مناسبت ۱۲ تيرماه، سالروز سقوط هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران توسط ناوگان آمريكاي جنايتكار، با تشكيل زنجيره انساني توسط جوانان غيور و مردم فهيم بندر گناوه، در ساحل خليج هميشه فارس، ضمن اداي احترام و نثار گل به كشته شدگان اين حادثه، انزجار خود را از تروريسم جهاني اعلام كند.
جزئيات و نحوه اجراي مراسم در دست بررسي است كه پس از تاييد، به اطلاع عموم همشهريان عزيز رسانيده ميشود.
+
نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت 2:48 توسط علی احمدی
|
با سلام!
همانطور كه مستحضريد، خانه جوانان جنوب در ۲۴ خردادماه همايشي را به پاس بزرگداشت انديشهها و شخصيت شهيدان دكتر علي شريعتي و دكتر مصطفي چمران برگزار كرد.
كه اين مراسم طبق معمول پس لرزههايي هم داشت !
انتقاداتي كه برخي دوستان و بزرگواران شفاهي و كتبا به اين حقير اعلام كردند را به ديده منت مي گذارم و به همه اين عزيزان اعلام مي كنم كه خانه جوانان جنوب با آغوش باز و به گرمي پذيراي انتقادات و پيشنهادات شما بزرگواران است.
ولي نبايد گذاشت تا سير اين انتقادات گاهي اوقات ناعادلانه و غيرمنطقي شود.
بعضا جواب برخي دوستان را شفاهي و يا كتبي داده ام اما چندي پيش مطلبي را در وبلاگ
"گناوه امروز" نوشته آقاي مهندس رضا قائدي خواندم درباره همايش مذكور كه عين مطلب ايشان را در زير ميآروم:
نوشته شده توسط مهندس رضا قائدی در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 22:10 :
مراسم گرامیداشت دکتر چمران ودکتر شریعتی در عصر روز پنجشنبه ۲۴/۳/۸۶ در سالن هنر برگزار گردید.این مراسم توسط فرمانداری - هلال احمر - ارشاد اسلامی وخانه جوانان جنوب برگزار شدولی بانی مراسم همانطوریکه از ظاهر پیدا بود خانه جوانان جنوب بود.این مراسم دو سخنران داشت .۱ - حجت الاسلام حسینی محقق ونویسنده ۲ - آقای شکوهی از رزمندگان جنگهای نامنظم دوران دفاع مقدس
ابتدا آقای علی احمدی به معرفی خانه جوانان جنوب پرداخت و مشکلات جوانان را برشمرد وبه استفاده ابزاری از جوانان انتقاد کرد وتشکل خود را غیر سیاسی خواند.
آقای یزدانشناس فرماندار نیز پیرامون جوانان و برنامه های خود برای رفع مشکلات آنان سخن گفت.
اولین سخنران یعنی آقای حسینی در سه محور نقش فرهنگیان وفرهیختگان در انقلاب اسلامی واندیشه وشخصیت دکتر شریعتی ودکتر چمران سخن گفت وبیان داشت در مورد دکتر شریعتی سه نظر وجود دارد: کسانیکه او رادربست قبول دارند - کسانیکه او را دربست رد میکنند و کسانیکه اورا قبول دارند ولی به بعضی از آثار او نقد دارند. ودر ادامه از استفاده ابزاری لیبرالها ونهضت آزادی و سروش از دکتر شریعتی بشدت انتقاد کردو در سخنان خود به حزب مشارکت ودوم خرداد بشدت حمله نمود ونیشی هم به مجلس هفتم زد ودر مورد دکتر چمران فقط به عرفان او اشاره کرد و از سیاسیون خواست از ایشان درس اصولگرایی را بیاموزند.
سخنران دوم یعنی آقای شکوهی به نقش جوانان در هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد وهنر شهید چمران را جذب جوانان دانست.
این مراسم حاشیه هایی هم داشت:
آقای احمدی خانه جوانان و همایش را غیر سیاسی خواند ولی فضای جلسه بشدت سیاسی بود.
پخش سرود یار دبستانی حاضرین را به یاد جلسات مراسم های ملی مذهبی ها ونهضت آزادی می انداخت که در برنامه های خود در سالهای اخیر مرتب این سرود را میخوانند.
آقای خدری مجری برنامه تنها به ذکر یاد طلایه داران آفتاب اشاره کرد بدون نام موتلفه وباذکر اسم سه نفر از شهداء
درزمانیکه آقای حسینی بشدت به دوم خرداد وحزب مشارکت حمله کرد چهره بعضی از حاظرین دیدنی بود!
اجرای موسیقی در ایام شهادت دخت گرامی پیامبر اسلام (ص) مناسب نبود.
اجرای چنین مراسم هایی در شهرستان توسط جوانان جای تقدیر دارد که با رفع نقائص آن باید مورد تشویق وهمکاری قرار گیرند.
...
از جناب آقاي قائدي تشكر مي كنم كه ما را مورد لطف قرار داده و مراسم ما را مورد انتقاد قرار دادهاند ولي دوست دارم بدانم كه آيا اين گفته ها، ديدگاههاي شخصي ايشان است يا ايشان از سوي حزب يا گروه خاصي صحبت ميكنند؟ و انتقادات گروهي را منتقل مي كنند.
به هر حال بنده چند مورد از فرمايشات ايشان را جواب كوتاهي مي دهم:
* من و همه اعضاي خانه جوانان جنوب فارغ از تمام مسائل سياسي و حزبي فعاليت مي كنيم، اگر شما ديده ايد كه جلسه "به شدت سياسي" بود ! ناگزير ظاهرا برخي چهره ها به سياسي بودن شهره هستند. كه در اين مورد از دست ما كاري بر نمي آيد !
* حجت الاسلام حسيني هم طبق صحبتي كه قبل از مراسم با ايشان داشتم اعلام كردم كه ما از هر گونه صحبت و فعاليت سياسي پرهيز مي كنيم و نمي خواهيم هيچ نوع انگ سياسي به فعاليتهايمان زده شود كه متاسفانه ايشان علي رغم صحبتهاي خوبشان وارد موضوعات سياسي شدند كه برخلاف اهداف خانه و چندان جالب نبود.
* نمي دانم چرا شما سرودي كه اكثرا در جوامع مختلف پخش ميشود و طرفداران بسياري دارد را وارد بازي سياسي مي كنيد !؟ "يار دبستاني من" همان سروديست كه آقاي دكتر احمدي نژاد از روي ريتم آن سرود تبليغات انتخاباتياش را ساخت ! و خيلي وقتهادر محافل مختلف از آن استفاده مي شود، اين قابل توجه آن حضاري كه با شنيدن اين سرود ياد " ملی مذهبی ها ونهضت آزادی" افتادند !
* اجراي موسيقي سنتي ۵ روز قبل از روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بود نه در ايام آن و فكر نكنم از اين بابت مشكلي ايجاد شود!
* آقاي خدري را نمي دانم ولي وقتي براي چيزي نمادي انتخاب مي شود، ذكر آن نماد و سمبل، به احتمال زياد بسنده مي كند؛ سئوال من اين است كه شما به فكر گراميداشت ياد آنها بوديد در آن مراسم يا بردن نام "موتلفه" ؟
* در آخر ضمن تشكر مجدد از لطف حضرتعالي كه ما را قابل دانسته و مورد نقد قرار داديد، آرزو دارم پيوسته انسانهاي فهميده و روشني همچون شما با انتقادات منطقي، اصولي و سازنده شان راه را براي حضور مؤثرتر جوانان در عرصه هاي فرهنگي و اجتماعي هموار سازند.
شميم شكوفه هاي انديشه، راهگشايتان
علي احمدي
دبير خانه جوانان جنوب شهرستان گناوه
۱۳۸۶/۴/۵
+
نوشته شده در سه شنبه 5 تیر1386ساعت 1:12 توسط علی احمدی
|