چقدر قشنگ است
روز هاي كودكي
دست كه دراز كني
تمام دنيا را در مشتت مي گيري
اندكي بعد
گره مشت كه باز كني
و فوتي بر آن
تمام دنيا را رها مي كني !
**
لبخندي كودكانه ...
بر مي گردي سراغ اسباب بازي هايت ... !
اين عكس رو توي روستاي شول از توابع شهرستان گناوه ثبت كردم :
+
نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 22:8 توسط علی احمدی
|
سلام دوستان هميشه همراه ...
امروز باز آمدم با عكسي كه در يكي از دل انگيز ترين غروب هاي زندگي ام گرفتم ...
بگو يا جد آقام سيد رضا و ري و دريا كن ... به اميدي بزن غوصي و هر چه كه خواسي پيدا كن ...

ري و دريا كن = رو به دريا كن
غوص = رفتن زير آب
+
نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1385ساعت 14:38 توسط علی احمدی
|
سلام ... سلامی دوباره ...
و دوباره تکرار ... تکرار ... تکرار !
چیزی نمی گویم اینبار بگذار عکسم حرف بزند !
در این روزهای ماتم زده رحلت جانگداز نبي مكرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص)و شهادت سبط اكبر ايشان حضرت امام حسن مجتبي(ع) و نگين انگشتري ايران حضرت امام رضا (ع) را تسليت مي گويم.
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین1385ساعت 0:20 توسط علی احمدی
|
سلام ياران دريايي ام ...!
امروز رفتم كنار دريا ... چقدر آرامش بخش و لطيف بود ... با همه شلوغي و همهمهاش باز هم آرامش بخش بود و نسيم ساحلي روحم را نوازش مي داد ...
عجب ساحلي ... عجب نسيمي ... عجب نوازشي ... عجب آفتابي !
و چه غروب زيبايي داشت ...
دوست داشتم پاهايم را برهنه كنم چشمانم را ببندم و بر روي ماسه هاي نمناك ساحل قدم بزنم و در آن هواي دلنواز احساس طروات و تازگي به تمام مويرگ هاي تنم نفوذ كند ...
عجب هوايي ... عجب آبي .. عجب آفتابي ... عجب روزي !
دوست داشتم باز بيشتر بمانم آنجا اما بهانه اي ديگر نبود ... آفتاب رفت ...! و غروب تمام شد .
این عکسم امروز گرفتم :
قايقي خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند
قايقي از تور تهي ...
و دل از آرزوي مرواريد ...
+
نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین1385ساعت 2:30 توسط علی احمدی
|
سلام دوستان هميشه بهاري ام !
هم در آغاز كلام حلول سال نو را به همه شما خوبان تبريك عرض مي كنم و آرزو دارم سالي سبز همراه با موفقيت هاي روزافزون پيش رو داشته باشيد.
امسال هم مثل هر سال هفت سين رو چيدم ... با اين تفاوت كه امسال آب و آينه هم گذاشتم كه نماد از روشنايي و پاكي اند



سر هفت سين نشستم ... همه تون رو دعا كردم ...و آرزو هاي خودم رو هم كردم ... از خدا هم مي خوام برآورده بشن >O-]
كنــار آشيــانه تــو آشيـــــانــه مي كــنــــــم
فضــاي آشـيـــانه پــــر از تــرانـــــه مي كنـم
كسي سئوال مي كند به خاطر چه زنده اي
و مــــن بـــراي زندگي تـــــو را بهانه مي كنم
اما امسال سال نبي اكرم (ص) نام گرفت ... به همين مناسبت اين عكس رو تقديم مي كنم كه در مراسم تعزيه در گناوه گرفته شده ::
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 0:0 توسط علی احمدی
|