تبليغاتX
جـوان آریـایی
سلام ! همین ! صاف و ساده ...

امروز یکی از دوستان وبلاگی قدیمی من اومد به من سر زد . اما ... دلش پر درد بود و حرفاش طعم تلخی می دادن ... منم دلم گرفت ...  ندا و یلدا  دو تا دوست خوب من بودن که با هم وبلاگ نویسی می کردن ولی امروز یلدا به من گفت که ... ندا مشکلی براش پیش اومده و در بی هوشی به سر می بره  یادش بخیر ... چه روزایی داشتیم... زمانیکه با هم همدرد بودیم توی وبلاگ هامون ... ولی ... ندا الان نیست . اون ... بیاین براش دعا کنیم ... از اعماق وجودمان از خداوند قادر بخواهیم که ندا را دوباره به یلدا و به جمع ما برگرداند ... بیایید دعا کنیم تا ندا خوب بشه ! بیاین دعا کنیم تا یلدا تنها نمونه ... تا ...

دعا

(تصوير)

دعا

( تصوير )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مرداد1384ساعت 22:21  توسط علی احمدی  | 

سلام ! امروز اتفاقات امروز رو براتون مي نويسم :

امروز روز خبرنگار بود   فرمانداري هم از ما دعوت كرد تا بريم اونجا و خلاصه مراسمي و...

رفتيم اونجا هر كسي از دري حرف زد و فرماندار هم گفت ! هر چي رو كه تا حالا نمي گفت !!! وقتي حرفش به اكبر گنجي  رسيد  كه داره روزهاي آخر عمرش رو توي زندان مي گذرونه ، يكي از خبرنگاران حاضر در جلسه تحت تأثير قرار گرفت و زد زير گريه !!  البته از اون گريه هاي بي صدا ...

گريه براي گنجي

آخر جلسه هم يه هديه هايي به ما دادن  و در پايان هم يك عكس يادگاري با فرماندار و خبرنگاران انداختيم :

عكس يادگاري 

راستي امروز وزير نيرو هم اومده بود گناوه تا پروژه خط آبرساني كوثر رو افتتاح كنه . مراسم جالبي بود . و جالب تر اينكه وقتي وزير رفت بالا تا صحبت كنه ، يه پيرمردي از ميان جمع بلند شد و گفت : آقاي وزير ... ( همه ساكت ، چشم ها به پير مرد دوخته شده ، وزير متعجب پيرمرد رو نگاه مي كرد..)

فرياد محرومين !! 

گفته هاش جالب بود :

(( ... آقاي وزير ! امام رو يادتون نره ! امام گفت به ياد محرومين و پابرهنگان باشين !! ... امام علي دنبال كور خرابه بود ... شما هم اگه امام رو دوست دارين به فكر مردم محروم و پابرهنه باشين ... امام رو يادتون نره ... !!!))

و وزير هم يك جمله گفت : ان شاء اله ...

خلاصه امروز رو اينطوري سپري كرديم ديگه ... شاد باشين

 

نوشته و تصوير : خودم !!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مرداد1384ساعت 21:49  توسط علی احمدی  | 

فقط یک جمله می گویم :

او رفت ...

و چه رفتنی ! همين امروز رفت و تنها چند عکس یادگاری انداخت !

ولی نه او همیشه می ماند. او و یادش در دل این نسل آریایی تا همیشه به تنفس وا داشته می شود .

در خرداد ۷۶ که با تمام غربت و بي‌كسي آمد ... و با تمام مخالف ها و ترورهای شخصیتی رکورد جلب آرای مردم را شکست تا براي هميشه با رأي بيست و چند ميليوني در ذهن‌ها جا خوش كند... اما موقع رفتن دیگه او تنها نبود میلیون ها دل برایش تاپ توپ می کردند و چشم ها خیس خیس و پریشان، رفتنش را به نظاره نشسته بودند ...

چقدر خوب بود . نه ؟

او و گفتگوي تمدن هايش ؛ او و تفكر نو و انديشه سبزش ؛ او و عدالت اجتماعي اش؛ او و مردمسالاري ديني اش ؛ او و جامعه مدني اش؛ او و آزادي در چهارچوب دين‌اش ؛ او و او خواهند ماند ، تا ابد ، تا هميشه ...

خاتمي ، سلام !

اين عكس‌هاي توپ هم (( آقاي علي جورابچي )) دبير سرويس عكس خبرگزاري پانا گرفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مرداد1384ساعت 0:51  توسط علی احمدی  | 

سلام ، صاف و ساده ...

پس از روزهايي چند، غيبتم را با چند مطلب جبران مي كنم( البته اگه بپذيزيد ). مدتي رو شيراز بودم بعدش هم رفته بودم زنجان براي جشنواره نشريات كشور  راستي نشريمون هم توي كشور برگزيده شد و خيلي خوشحالم .  : 

* يك مقاله...

شريعتي ؛

مردي كه جهان را تازه مي خواست .


دره ها مه گرفته ...

و هوس گم شدن

سرنوشت مردانی است که قدشان از دیوارهای شهر بلندتر است.

شريعتي

http://www.yaghin.com/shariati/shariati.jpg : آدرس تصوير

مردانی هستند که می توان آنها را کشت ولی نمی توان شکستشان داد زیرا برای پیروزی خلق شده اند. مردانی که حتی در گوشه تاریکترین سیاهچال ها و زندان ها نیز نمی توان آزادیشان را صلب کرد زیرا آزادی آنان جایی در عمق چشمانشان معنا دارد. مردانی که نمی گذارند از یاد ببریم یک زندگی طولانی ممکن است به اندازه کافی خوب نباشد ولی یک زندگی خوب به اندازه کافی طولانی است . مردی که در ۲۹ خرداد   از رنج عظیم هستی خویش وارهید. رنجی که پرومته را در المپ به زنجیر کشید و عیسی را در اورشیلم بر صلیب کرد و فرق علی (ع) را در محراب با شمشیر جهالت شکافت . رنجی که همانا ماموریت و رسالت معلمانی است که از خود پلی می سازند بر دره ظلمانی و تاریک جهل تا شاگردانشان از روی آن پل بگذرند و آنگاه که آخرینشان گذشت خود را در ورطه مخوفی که بر آن پل شده اند رها می سازند تا با آخرین درس خویش به شاگردان خود بیاموزند که آنان نیز باید پلی باشند تا هنوز امیدی برای عبور آنان که به خورشید آنسوی ورطه می نگرند باشد. آنان با هستی و مرگ خویش خورشید را به ما ارزانی می دارند پس چگونه می توانند خود از آن بی بهره باشند ؟! امروز هرگز پایان مردی نیست که به ما آموخت چگونه زیستن را پیش از چگونه مردن و دوست داشتن را بالاتر از عشق باید شناخت .          ((‌ ؟؟؟ ))

گفته شريعتي

از سايت رسمي دكتر علي شريعتي ديدن كنيد :  http://www.shariati.com


 

** يك خبر ...


 انتقاد «رايس» از ايران ناشي از شكست عشقي است

                      

به گفته يكي از نمايندگان مجلس، تحقيقات يكي از نمايندگان زن  مجلس نشان مي‌دهد علت حملات و تاخت و تازهاي  كاندوليزا رايس به ايران، شكست وي در رابطه عشقي با يك جوان
ايراني است.
وي در جمع خبرنگاران پارلماني افزود : اين نتيجه تحقيقات يكي از نمايندگان زن مجلس هفتم در خصوص علت رفتارهاي نامناسب و موضع‌گيري‌هاي كاندوليزا رايس، وزير خارجه امريكا با مقامات و مسئولان ايران است .
وي اضافه كرد : طي اين تحقيق مشخص شد خانم رايس در زمان دانشجويي خود در دانشگاه با يك جوان ايراني ارتباط عاشقي داشته كه ناكامي در پي داشته است. خانم رايس جواب دهد چرا با مردم ايران لجبازي مي كند؟
اين نماينده افزود: اگر خانم رايس در اين قضيه به نوعي آسيب روحي ديده است ما حاضريم در دادگاه صالحه با حضور آن آقا رفع مشكل كنيم. وي به اين سئوال پاسخ نداد كه كدام يك از نمايندگان زن مجلس اين تحقيق را انجام داده است.

*** و يك شعر ...

              آبي تر


بچه‌ها بايد كه آبي‌تر شويم
هر چه هستيم باز هم بهتر شويم
بچه‌ها خورشيد رنگش زرد نيست
زندگي تفسير رنج و درد نيست
بچه‌ها با مهرباني خو كنيد
هر كجا احساس جستجو كنيد
بچه‌ها بايد محبت پيشه بود
ني كه بد افكار و بد انديشه بود
درس بايد رونق ايمان شود
هر كتابي آيه قرآن شود
مدرسه دوران ناب عمر ماست
مدرسه يك نردباني تا خداست
مدرسه يعني رياضيات جان
نه فقط آب است و بابا هست و نان
مدرسه رودي است از جغرافيا
يا كه ترسيم خطي بي‌انتها
مدرسه يعني الفبايي زجان
نه فقط املا و دستور زبان
مدرسه جان را حلاوت مي‌دهد
سينه را با مهر عادت مي‌دهد
مدرسه آيينه‌اي از آرزو
مدرسه يعني دو چشم جستجو
بچه‌ها اين كهنه نيمكت‌هاي ما
مي‌برند بالا ما را تا خدا
بچه‌ها بايد فدا شد تا رسيد
بايد از بازار اين دنيا بريد
بچه بايد اين بيست مرز نمره نيست
تا كه آنكس كه بگيرد بيست كيست
صفر گاهي بهتر از صد مي شود
درس افلاطون هم بد مي شود
نمره ميزاني براي درس نيست
چوب هم گاهي براي ترس نيست
چوب گاهي از نوازش خوش‌تر است
از محبت‌هاي مادر بهتر است
بچه ها اين است پايان كلام
مهرباني، مهرباني والسلام 

* محمد جواد جعفری همت

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مرداد1384ساعت 0:35  توسط علی احمدی  |